امام احمد بن حنبل رحمه الله

 

 

چهارمین امام اهل سنت و جماعت احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد بن ادریس بن عبدالله بن حیان بن عبدالله بن انس بن عوف بن قاسط بن مازن بن شیبان مروزی و سپس بغدادی می باشد. نسبش در نزار بن معدبن عدنان با رسول خدا صلى الله عليه وسلم اتصال می یابد. لقب ابن حنبل، عزالدین وکنیه اش ابوعبدالله و ابو عبدالرحمان بوده سبب اینکه وی را ابن حنبل، نامیده اند این بوده که جدش (حنبل) مشهور تر از پدرش بوده در سال 164 هجری ابن حنبل در شکم مادرش بوده، که مادرش از مرو به بغداد مهاجرت نموده و احمد هم در همان سال به دنیا آمده است.

امام حنبل کتابهای از مجموعه ای از احادث و آثار که مسند به اقوال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) و روایات از صحابه از آن حضرت (صلى الله عليه وسلم) می باشد تآلیف نموده است. که مشهور ترین کتاب ابن حنبل "المسند" می باشد...

امام حنبل جز مقدار کمی از خود سخن نمی گفت، زیرا همیشه سعی می کرد برای اثبات سخنانش از احادیث و آثار شاهد بیاورد، و برای پی بردن به نحوه تفکر آن بزرگوار کلمات زیر از وی نقل می کنم.

  دنیا خانه ی عمل است و آخرت خانه ی جزاء کسی که در این دنیا اهل عمل نباشد در آن دنیا پشیمان خواهد شد.

  اصول ایمان سه قسم است: دال و دلیل و مستدل، دال خدای تبارک و تعالی می باشد و دلیل قرآن و مستدل مسلمان، کسی که به حرفی از قرآن ایراد بگیرد، به خدای تعالی و به کتاب و رسولش (صلى الله عليه وسلم) ایراد گرفته است.

  اگر عالم به سبب تقیه سکوت کند و جاهل به علت نادانی، پس حق کی آشکار خواهد شد؟

  اگر دنیا به اندازه ی لقمه ای کوچک باشد و مسلمان آن را گرفته و در دهان برادر مسلمانش بگذارد مسرف نیست.

  خوشا به حال کسی که خداوند او را گمنام نمود.

  خدا را به خواب دیدم، عرض کردم: به چه وسیله ای نزدیکی به شما میسر است؟ فرمود: به وسیله ی کلام من، یا احمد. گفتم: از روی فهم یا غیر فهم؟ فرمود: از روی هر دو.

  اگر در مرد صد خصلت وجود داشته باشد، نوشیدن خمر (شراب) همه را از بین می برد.

  اظهار فضل ریا است.

  هرگاه مردی تهمتی سؤ به یکی از اصحاب رسول الله صل الله علیه وسلم بست، به اسلام تهمت بسته است.

  مردم به علم نیازمندند، همچنانکه نان و آب لازم و ملزم همدیگرند.

  بپرهیز از اینکه بدون راهبر در مسله ای صحبت نمایی.

  علمی کسی را ننویس که فقط تمایلات دنیا در آن مورد نظر باشد.

  اگر کسی را دیدید که کلام را دوست می دارد، از وی بپرهیزید.

می گویند روزی یزیدبن هارون در مجلس ابن حنبل شوخی کرد، وی با صدای سرفه مانندی به مزاح یزید اعتراض کرد. یزید با غرور پرسید این صدا از کی بود...؟ گفتند: از ابن حنبل یزید از روی شرمندگی به پیشانی خود زد و گفت: چرا به من نگفتید که ابن حنبل اینجاست تا از شوخی بپرهیزم... (چون امام احمد حنبل شوخی را دوست نداشت...)

نويسنده: احمد صیام روؤفی

 


 

برگشت به صفحه نخست