شخصيت زنان درقرآن کريم ودين مقدس اسلام

 

نويسنده: عبدالظاهر داعی  استاد دانشګاه کابل
خداوند متعال (جل جلاله) كه خالق زنان ومردان ميباشد ، براي اينكه شخصيت والاي زنان را دردين مقدس اسلام براي همه معرفي نمايد ،  يك سلسله دساتيرونقش هاي مثبت زنان را در قرآن عظيم الشان بيان داشته است ، قرآن درآيات مختلف قرآنی زن را به مقام عالی انسانی بيان داشته حقوقی را برای زنان بيان ميدارد که ازنگاه مادی ومعنوی مکان ومنزلت وی را برای همه ثابت ميسازد ،  تا مردان وزنان مسلمان حقيقت شخصيت زنان را درك نموده مطابق آن احكام الهي را مراعات نمايند . وهيچگاهی به طرف مادران ، زنان ، خواهران و دختران خويش به نظر احترام وبزرگواری نظر نموده ، زن را مانند يک موجود مقدس و پـرارزش بدانند .
 

سوره هاي قرآني بنام زن
قرآن عظيم الشان براي ارج گداري به موقف ، واثبات اين حقيقت كه دين مقدس اسلام مقام عالي وبا ارزشي براي خانمها قايل شده است ، در هنگام نامگذاري سوره هاي قرآني نيز زنان فراموش نشده ، سوره هاي را به نام ايشان مسمي نموده است،واين حقيقت زبان دشمنان اسلام را گنگ  ميسازد كه هروقتي نعره ميزنند، وميخواهند خللي ميان عقيده خواهران مؤمن وقرآن عظيم الشان پيدا كنند ،  در قرآن عظيم الشان سوره هاي ذيل  بنام  زنان ميباشد ، كه عبارت اند از :
1.    سوره النساء ( زنان ) : درين سوره كلمه نساء كه به معناي زنان است ، بصورت خاص بيان شده است .

2.    سوره مريم : اين سوره كه بنام بي بي مريم ( عليها السلام ) مادر حضرت عيسي  عليه السلام ) مسمى گرديده است ، مريم كه يك دختر باك نهاد بود ، ودر قرآن عظيم الشان الكوي براي دختران باك طينت وعفيفه بيان شده است ، اين سورهء مباركه براي ارزش بيشتر دختران باك بنام همان دختر باك نامگزاري شده است .

3.    سورهء مجادله : مجادله همان گفتگوي بي بي خوله ( رضي الله عنها ) با حضرت محمد (صلي الله عليه وسلم) ميباشد ، واين سوره بيانكر حقيقت رحمت الهي بالاي زنان ميباشد كه جگونه پروردگار (جل جلاله )  خواسته هاي اين خانم را بر آورده ساخت .
4.    اكثريت آيات سورهء نور نيز در مورد احكام زنان ميباشـد .
5.    سوره تحريم : اين سورهء مباركه درمورد قصه امهات المؤمنين ( رضي الله عنهن ) ميباشد .
6.    سوره ممتحنه : درمورد  زنان مهاجري  كه با ساير مسلمانان هجرت نمودند ، ودر مورد ايمان آنان وامتحان شان درين سوره بحث كرديده اين سوره بنام ممتحنه مسمى شده است .

زنان با ايمان نمونهء مثال براي مردان وزنان:
خداوند متعال (جل جلاله ) زن فرعون و بي بي مريم را براي تمام مسلمانان مثالي از مؤمنان حقيقي بيان داشته و آيات قرآن شاهد اين موضوع است تا ساير مردان و زنان با مطالعهء شخصيت اين دو خانم پاك و با تقوا ،  خود را قريب بارگاه الهي سازند ،خداوند متعال (جل جلاله ) در قرآن عظيم الشأن ميفرمايد : (وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ومريم ابنت عمران ) ترجمه : خداوند (جل جلاله ) براي مؤمنان خانم فرعون را مثال بيان داشته ، هنگامي كه گفت : پروردگارا ! براي من خانهء در جنت بناء نما ، و مرا از فرعون و عملش ، و از اقوام ظالم نجات ده  ، همچنان مريم بنت عمران) .اين دوزن مسلمان نمونهء از ايمان ، تقوا ، پاكي ، عفت ، صبردرمشكلات ، مبارزه با دشمنان توحيد ، وعدم تسليمي به بيدينان طاغي وسركش بوده ، وقرآن عظيم الشان ، اين دو خانم متدين را نمونهء مثال براي تمامي مردان وزنان بيان داشته كه ، مثال براي آنان پيروي از شخصيت اين دو خانم ميباشد . بنظره بنده  علت برتريت خانم فرعون شايد همين باشد که آن زن تحت سيطره يك جبار زنده گي ميكرد كه نه تنها ظلم و وحشتش حد و حصري نداشته بلكه ، شوهر ظالم دعواي ربوبيت نموده و هرلحظه ء قلب آن خانم پرعطوفت را ميرنجاند زيرا آن همسر مؤمنه عقيده داشت كه شوهر عاصيش بندهء مسكين وعاجز بوده و ادعاي دروغين خدايي اش جزء شرمنده گي براي خودش و اذيت مؤمنان چيزي بيش نيست ، موقف منفي همسرفرعون در مقابل اين شوهر ظالم يك مثال عالي برغلبه برمفاتن و نعمت هاي موقتي و زود گذر دنيا ميباشد ، درحاليكه شوهرش از پادشان مقتدر روز بوده و در قصر شوهرش كه تمامي انواع نعمات و راحت هاي دنيوي ميسر بود ، از همهء اين نعمات بخاطر كفرو ظلم فرعون اعراض نموده و با قلب خويش به ذات خداوند متعال (جل جلاله ) متوجه شده به دربار آن ذات يکتا  التجا مينمود كه بعوض  اين قصر استكباري فرعون را كه بمثابه  يك زندان براي آن خانم موحد بود يك خانهء ابدي در جنت الهي نصيبش گرداند ، از اعمال فرعون وفرعونيان نجاتش دهد.

مثال ديگري اززنان با عزت تاريخ اسلام مادرحضرت عيسى (عليه و علي نبينا افضل الصلوات و التسلميات)  بي بي مريم بود،دختريکه باعزت وعفت زنده گي نمود،بيزاري خويش را ازتهمت هاي يهودان اعلان کرد وبا عقيده راسخ خويش بدون توجه به اتهامات دشمنان حق و حقپرستي راه و مسير مقدس خود را چنان با شهامت وقهرماني ادامه داد که خداوند متعال به پاکدامني،عفت وفرمانبرداري اش گواهي داده درموردش ميفرمايد (وكانت من القانتين ) يعني ازجمله بنده هاي مطيع وفرمانبردارپروردگار بود.

خداوند متعال ( جل جلاله ) به تقاضاي خانمها جواب مثبت ميدهد:  اگرچه قرآن عظيم الشان تمامي انسانها را بصورت مساويانه خطاب مينمايد،ودراحكام الهي همهء انسانها بدون درنظرداشت جنسيت،منزلت دنيوي ، قوميت ، رنگ ،طائفه وغيره، به شكل مساويانه شامل اند ، واين احكام الهي مردم،مردمان،انسانها،اولادهء آدم ،مؤمنان،مسلمانها وغيره تعبيرات را استعمال ميكند كه شامل،مردان،زنان،جوانان (پسران ودختران) ميگردد ، ولي ازينكه در گرامر عربي بعضي ازين اصطلاحات داراي ، اصطلاح مذكرومؤنث ميباشد ، زنان خواستند تا قرآن براي آنها بصورت مشخص با مراعات همان قوانين گرامري زبان عربي خطاب نمايد ، بناء خداوند ( جل جلاله ) اين خواهش زنان را بذيرفته وبرايشان ، بصورت مشخص با اصطلاحات خاص خطاب نمود.

حضرت ام المؤمنين بي بي ام سلمه (رضي الله عنه)  فرمود: من به پيامبر(صلي الله عليه وسلم ) گفتم كه در قرآن عظيم الشان نام مردان را مي شنويم ولي نام خانم ها ذكر نم يشود ، خداوند ( جل جلاله ) اين آيت شريف را نازل نمود إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا) مردان مسلمان وزنان مسلمان ، مردان مؤ من وزنان مؤمنه  ، مردانى كه مطيع فرمان خدا هستندوزنانى كه از فرمان حق اطاعت مى كنند ، مردان راستگو وزنان راستگو ، مردان صابرو شكيبا و زنان صابر و شكيبا ،مردان با خشوع و زنان با خشوع ، مردان انفاقگر و زنان انفاق كننده، مردانى كه روزه ميدارند و زنانى كه روزه مى دارند،مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بيعفتى حفظ مى كنند، وزنانى كه عفيف و پاكند ، مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند،وزنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند . الأحزاب /35

خداوند ( جل جلاله ) صداي زن را ميشنود: هرگاه جزء 28 قرآن عطيم الشان را باز نماييم ، حادثه عجيبي را ميخوانيم که در مورد شنيدن خداوند (جل جلاله ) سخنان يک زن مظلوم است ، قرأن چنين واقعه را بيان ميدارد : (قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ) ( خداوند قول زنى را كه درباره شوهرش به تو مراجعه كرده بود و به خداوند شكايت مى‏كرد شنيد (و تقاضاى او را اجابت كرد) خداوند گفتگوى شما را با هم (واصرار آن زن را درباره حل مشكلش) مى‏شنيد و خداوند شنوا و بينا است.)  المجادلة/1

تفسير نمونه جريان قصه را مفصلا چنين بيان ميدارد :  ماجرا چنين بود كه زنى از طايفه انصار بنام (خوله ) (نامهاى ديگرى نيز در روايات ديگر براى او ذكر شده است ) كه از طايفه (خزرج ) و همسرش (اوس بن صامت)  بود در يك ماجرا مورد خشم شوهرش قرار گرفت ، و او كه مرد تندخو و سريع التاءثرى بود تصميم بر جدائى از او گرفت ، و گفت (انت على كظهرامى ) (تو نسبت به من همچون مادر من هستى !) و اين در حقيقت نوعى از طلاق در زمان جاهليت بود اما طلاقى بود كه نه قابل بازگشت بود و نه زن آزاد مى شد كه بتواند همسرى براى خود برگزيند، و اين بدترين حالتى بود كه براى يك زن شوهردار ممكن بود رخ دهد.چيزى نگذشت كه مرد پشيمان شد و چون (ظهار) (گفتن جمله فوق ) در عصر جاهليت نوعى طلاق غير قابل بازگشت بود به همسرش ‍ گفت : فكر مى كنم براى هميشه بر من حرام شدى ! زن گفت چنين مگو، خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) برو و حكم اين مساءله را از او بپرس ، مرد گفت من خجالت مى كشم ، زن گفت : پس بگذار من بروم ، گفت : مانعى ندارد.

زن خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آمد و ماجرا را چنين نقل كرد: اى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) همسرم (اوس بن صامت ) زمانى مرا به زوجيت خود برگزيد كه جوان بودم و صاحب جمال و مال و ثروت و فاميل ، اموال من را مصرف كرد، و جوانيم از بين رفت ، و فاميلم پراگنده شدند، و سنم زياد شد، حالا ظهار كرده و پشيمان شده ، آيا راهى هست كه ما به زندگى سابق بازگرديم ؟

پيامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: تو بر او حرام شده اى ! عرض كرد يا رسول الله  (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) او صيغه طلاق جارى نكرده ، و او پدر فرزندان من است ، و از همه در نظر من محبوبتر، فرمود: تو بر او حرام شده اى ! و من دستور ديگرى در اين زمينه ندارم. زن پى درپى اصرار و الحاح مى كرد، سرانجام رو به درگاه خدا آورد و عرض كرد: اشكو الى الله فاقتى و حاجتى ، و شدة حالى ، اللهم فانزل على لسان نبيك : (خداوندا! بيچارگى و نياز و شدت حالم را به تو شكايت مى كنم ، خداوندا! فرمانى بر پيامبرت نازل كن و اين مشكل را بگشا).

در اينجا حال وحى به پيامبر(صلى اللّه عليه و آله وسلم )دست داد، و آيات آغاز اين سوره بر او نازل شد كه راه حل مشكل (ظهار) را به روشنى نشان مى دهد، فرمود همسرت را صدا كن ، آيات مزبور را بر او تلاوت كرد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: آيا مى توانى يك برده را به عنوان كفاره ظهار آزاد كنى ؟ عرض كرد: اگر چنين كنم چيزى براى من باقى نمى ماند، فرمود: مى توانى دو ماه پى درپى روزه بگيرى ؟ عرض ‍ كرد من اگر نوبت غذايم سه بار تاءخير شود چشمم از كار مى افتد، و مى ترسم نابينا شوم ، فرمود: آيا مى توانى شصت مسكين را اطعام كنى ، عرض كرد نه ، مگر اينكه شما به من كمك كنيد، فرمود: من به تو كمك مى كنم . تفسير نمونه درتفسيرآيت  (قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها)

امام قرطبي ( رحمة الله عليه) ميگويد : كه درزمان خلافت حضرت عمر (رضي الله عنه ) زني اميرالمؤمنين را ايستاده نموده برايش نصيحت ميكرد وحضرت عمر( رضي الله عنه) به سخنانش گوش ميداد ، مردم گفتند اي اميرالمؤمين ! آيا براي اين پيره زن  اينقدر زياد توقف ميكني : گفت : قسم بخداست كه اگراين خانم مرا از صبح تا شام ايستاده كند ، درمقابلش ايستاده ميشوم ، وتنها براي اداي نماز فرض از نزدش اجازه ميگيرم، آيا شما ميدانيد كه اين خانم كيست ؟ او خوله بنت ثعلبة آن زني است كه خداوند متعال (جل جلاله ) صداي او را از فوق هفت آسمان شنيد. آيا زني را كه خداوند سخنانش را بشنود ، عمر نشنود؟

زنان پيامبر مادران مؤمنان اند.(النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ) پيامبر براي مومنان ازنفسهاي شان هم اولويت دارد و خانم هاي پيامبر مادران شان است الأحزاب/6  براي ارجگزاري واحترام به مقام ازواج مطهرات پيامبر( صلي الله عليه وسلم ) قرآن عظيم الشان آنانرا مادران مؤمنان بيان داشته است ، تا تمامي مؤمنان با عقيده مخلصانه احترام اين شخصيت هاي عالي را درك نموده و مانند مادران خويش به آنان احترام نمايند، تفسير نمونه درتفسيراين آيت مباركه ميفرمايد : حكم دوم در زمينه همسران پيامبر است كه آنها به منزله مادر براى همه مؤ منان محسوب مى شوند، البته مادر معنوى و روحانى ، همانگونه كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) پدر روحانى و معنوى امت است .اين ارتباط و پيوند معنوى، تنها تاثيرش مساله حفظ احترام و حرمت ازدواج با زنان پيامبر بود، چنانكه در آيات همين سوره ، حكم صريح تحريم ازدواج با آنها بعد از رحلت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) آمده است .

اين آيات قرآني بيان ميدارد كه نه تنها حضرت محمد ( صلى الله عليه وسلم ) براي مؤمنان برتريت از همه جيز دارد ، بلكه آنانيكه به او ايمان دارند ، ازواج بيامبر( صلى الله عليه وسلم ) را كه آل بيت پيامبراند نيز احترام نموده وآنانرا مانند مادران خويش احترام ميكنند ، و محبت ساير اهل بيت پيامبر را در قلب هاي خود ميداشته باشند .

سلام خداوند ( جل جلاله ) براي يک زن درزنده گي روزانه بسيار كساني كمي هستند كه رئيس جمهور كدام كشور و يا بادشاه برايش سلام واحترام بفر ستد ، وهرگاه كسي درميان مردم پيامي دريافت نمايد كه رئيس جمهور كشور برايش سلامي فرستاده ، وبرايش بكويد كه برايت يك منزل زيبايي در بهترين اماكن شهر تحفه داده ميشود ، اين نهايت شرف براي وي بوده و آن شخص از خوشي زياد افتخار مينمايد ، در حاليكه رئيس جمهور كشور شايد بعد از مدتي تبديل شده ، ويا بميرد ، وياهم كسي ديكري او را بواسطه انتخابات ويا كودتا از وظيفه اش برطرف سازد . اكنون فكر نماييد كه خداوند متعال (جل جلاله) كه رب العالمين وذات قوي است كه قدرت وسلطنت وي در دنيا وآخرت بوده،وبراي هميشه است،اين ذات مقدس درميان هزاران مرد،براي افتخار بخشيدن براي يك زن قهرمان و نستوه توسط جبريل (عليه السلام) سلام ميفرستد واورا به قصري ازجنت برين بشارت ميدهد .(عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه )  قَالَ أَتَى جِبْرِيلُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ خَدِيجَةُ قَدْ أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فِيهِ إِدَامٌ أَوْ طَعَامٌ أَوْ شَرَابٌ فَإِذَا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عَلَيْهَا السَّلَامَ مِنْ رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَلَا نَصَبَ ) بخاري كتاب المناقب حديث نمبر 3536) ازحضرت ابي هريره (رضي الله عنه) روايت است كه حضرت جبريل عليه السلام به نزد پيامبر( صلي الله عليه وسلم) آمده گفت : اي رسول خدا اينك بي بي خديجه در نزدت با ظرفي از طعام ويا نوشيدني ميايد ، هرگاه به نزدت آمد ، برايش بگو كه خداوند ( جل جلاله ) برايت سلام فرستا ده است ، وهمجنان سلام مرا به او تقديم نما ،  او را بشارت به جنت بده .
داشتن دختر سبب دخول جنت ميشود:  سنت نبوي داشتن دختر را يك رحمت براي والدين بيان داشته است كه اين رحمت گرانبهاي الهي سبب داخل شدن والدين درجنت ميگردد ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ( صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ) لَا يَكُونُ لِأَحَدٍ ثَلَاثُ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثُ أَخَوَاتٍ أَوْ ابْنَتَانِ أَوْ أُخْتَانِ فَيَتَّقِي اللَّهَ فِيهِنَّ وَيُحْسِنُ إِلَيْهِنَّ إِلَّا دَخَلَ الْجَنَّةَ) (مسند احمد ) حديث نمبر (10957) ترجمه : حضرت ابي سعيد خدري ( رضي الله عنه ) ميفرمايد كه رسول الله ( صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ )  فرمود : هرگاه كسي سه دختر ويا سه خواهر داشته باشد ، ويا هم دو دختر ويا دو خواهر داشته ، در مورد آنها از خدا بترسد  وبا آنها نيكي نمايد ، داخل جنت ميگردد .

به اساس اين حديث شريف داشتن دختر وخواهر نعمت بزرگي براي مؤمنان است به شرطيكه آن شخص مؤمن ، درقسمت خواهر ودختر خويش از خدا ترسيده ، حقوق آنانرا مراعات نموده ، وبا ايشان از نيكي واخلاق خوب استفاده نمايد .  هرگاه اين حديث شريف را بخوبي مورد مطالعه قرار دهيم ، ميدانيم که ، انسان مومن به اساس طاعت وعبادت پروردگار (جل جلاله) داخل جنت ميشود ، وهرگاه کسي به خواهران ودختران خويش احترام نموده ، حقوق آنانرا پامال نکرده ، رضايت پروردگار را حاصل نموده است ، واين بزرگترين پيام دين مقدس اسلام براي خواهران ودختران ميباشد .
دختران مانع رفتن والدين به دوزخ ميگردند: بعضي از مردان زماني دو يا سه دختر داشته باشند ، افكار شيطاني غلطي درسر آنها خطور ميكند ، ولي آنانيكه احاديث پيامبر واحكام قرآني را بدانند با داشتن سه چهار دختر ويا اكثر از آن افتخار نموده و داشتن آنانرا بركت ميپندارند ، زيرا انسان به اساس ضعيفي و ووسوسه هاي شيطاني ، احيانا كاري را ميكند كه سبب ميشود تا به دوزخ برده شود ، ولي كسانيكه دردنيا از نعمت داشتن سه دختر يا بالاتر از آن مستفيد شده باشند ، و با ايشان نيكي نموده باشد ، همان دختران مانع رفتن پدر شان به دوزخ ميگردند در حديث شريف حضرت عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ ( رضي الله عنه) ميفرمايد : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) يَقُولُ مَنْ كَانَ لَهُ ثَلَاثُ بَنَاتٍ فَصَبَرَ عَلَيْهِنَّ وَأَطْعَمَهُنَّ وَسَقَاهُنَّ وَكَسَاهُنَّ مِنْ جِدَتِهِ كُنَّ لَهُ حِجَابًا مِنْ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (ابن ماجه ) حديث نمبر (6359) ترجمه : از رسول الله(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) شنيدم که  ميگفت : هرگاه كسي سه دختر داشته و برآنان صبرنموده ، ايشان را غذا ، نوشيدني ولباس خوبي بدهد ، آن دختران مانع رفتن وي به دوزخ در روز قيامت ميشوند .

پدران مؤمن از خدا ميخواهند تا خداوند متعال براي شان سه دخترنصيب نمايد ، تا با آنها اخلاق نيك نموده ، به ايشان خدمت نمايد ، تا آنان مانع رفتن وي به دوزخ شوند .

محبت زنان با ايمان وخدمتگزاري شان به شخص پيامبر(صلى الله عليه وسلم): درصفحات قبلي خوانديم که ام عماره (رضي الله عنها ) چقدر به پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  محبت داشت ، که درجنگ احد خود را درمقابل رسول الله( صلي الله عليه وسلم ) سپرنمود ، وچندين زخم برداشت ولي نگذاشت که به آنحضرت (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) أسيبي برسد ، تمامي زنان ودختران مسلمان چي درعصر نبوت وچي درعصرهاي بعدي محبت بسيار زياد به پيامبرخدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) دارند ، زيرا آنان ميدانند که محبت رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) جزء ايمان هرفرد مومن ميباشد ، آنحضرت(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) بود که شخصيت زنان ودختران را به عاليترين درجه بيان داشت  ، ومقام عالي انساني آنانرا براي همهء مردمان جهان بيان داشت . و به همان اندازه كه رسول الله  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) براي زنان احترام داشت وديگران را به احترام وارجگزاري مقام والاي زن تشويق مينمود ، زنان نيز در قسمت خويش احترام ومحبت زيادي به شخصيت آنحضرت  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) داشتند ، و هركدام در صورت امكان خدمات زيادي به پيامبر ( صلي الله عليه وسلم ) مينمودند .

(عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَلَا أَجْعَلُ لَكَ شَيْئًا تَقْعُدُ عَلَيْهِ فَإِنَّ لِي غُلَامًا نَجَّارًا قَالَ إِنْ شِئْتِ فَعَمِلَتْ الْمِنْبَرَ) بخاري شريف ، حديث نمبر(430) حضرت جابرپسر عبدالله ميفرمايد كه يك خانمي براي پيامبر  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرمود : اي رسول خدا ! من يك نجاري دارم ، آيا برايت چيزي بسازم كه بالاي آن بنشيني ؟  نبي كريم  (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرمود : اگر خواسته باشيد برايم منبري بسازيد.

موافقت پيامبر(صلی الله عليه وسلم ) پيشنهاد زنان را درمورد تعيين روزی برای تعليم شان: اگرچه زنان درهروقتی ميتوانستند پيامبر( صلي الله عليه وسلم )  را ببينند ، ولی موجوديت مردان درمجالس پيامبر مانع حل مشکلات زنان ميشد ، بناء آنان از پيامبر خواستند تا برايشان روز خاصی را تعيين نمايد و به سوالات و پيشنهادات آنان پاسخ دهد ، واحکام الهی را برای شان بيان داشته ، آنان را به مسووليات شان متوجه سازد . واگرچه اينکار را ازواج مطهرات انجام ميدادند ولی با آنهم حضرت پيامبر اين پيشنهاد زنان را پذيرفت .

حضرت ابی سعيد خدری (رضی الله عنه) روايت ميکند که زنان به نبی کريم (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) گفتند : مردان درمجالس برما غلبه ميکنند ، بناء برای ما روزی را تعيين نما ، آنحضرت برای شان برای تعيين روزخاص برای شان  وعده نمود ، با آنها ملاقات نمود ، آنانرا وعظ نموده ، وبرايشان اوامری را بيان داشت ، درجمله اموريکه برای شان گفت اين بود که : هيچ يکی ازشما سه طفل خود را درطفلی تقديم نميکند ( يعنی درخودی طفل شان وفات ميکند)  مگر اينکه اين اطفال مانع رفتن شان به دوزخ ميگردد ، يکی از آنان گفت : هرگاه دوطفلش وفات نمود ، گفت : حتی دوطفل . (عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَتْ النِّسَاءُ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَنَا عَلَيْكَ الرِّجَالُ فَاجْعَلْ لَنَا يَوْمًا مِنْ نَفْسِكَ فَوَعَدَهُنَّ يَوْمًا لَقِيَهُنَّ فِيهِ فَوَعَظَهُنَّ وَأَمَرَهُنَّ فَكَانَ فِيمَا قَالَ لَهُنَّ مَا مِنْكُنَّ امْرَأَةٌ تُقَدِّمُ ثَلَاثَةً مِنْ وَلَدِهَا إِلَّا كَانَ لَهَا حِجَابًا مِنْ النَّارِ فَقَالَتْ امْرَأَةٌ وَاثْنَتَيْنِ فَقَالَ وَاثْنَتَيْنِ) (حديث شريف نمبر(99 ) صحيح البخاری )

با تشكر از هفته نامه اصلاح ملي.
 

برگشت به صفحه نخست

eXTReMe Tracker